Friday, July 31, 2009

همين‌جوری‌های جمعه - چهل‌وشش

Margo Ovcharenko / flickr

Thursday, July 30, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - بيست‌وسه

چاپ عصر - صد و شصت‌ويك

Jocelyn Catterson / flickr

Wednesday, July 29, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - بيست‌ودو

چاپ عصر - صدوشصت

lucie camp / flickr

خبرنامه

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصد و پنجاه‌ويك

It's getting easier to see blood on TV
But it's getting harder to see it in the blood banks
Take part in the Campaign of Santa Casa
de Curitiba and help saving lives
*
وقتی ديدن خون بر [پرده سينما و] صفحه تلويزيون، آسان‌تر و محتمل‌تر از ديدن آن در يك بانك خون شود، آن‌وقت بايد به مردم هشدار داد و از آن‌ها خواست كه به جنبش اهداء خون و نجات جان انسان‌ها بپيوندند.

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصدوپنجاه

Animals need money too
Please donate
NOE; Animal Shelter, Hungary
*
حيوانات هم به پول نياز دارند؛ لطفا ً كمك كنيد: آگهی يك انجمن حمايت از حيوانات در مجارستان و درخواست از مردم برای دست كردن در جيب و هديه دادن به حيوانات؛ تا آن‌ها ناچار نشوند با دست يازيدن به انواع «اشتغال كاذب»، نيازهای خود را برآورده كنند!
*
می‌دانم كه آقای شاندرمن با آن نوع قمار/تردستی كه در آگهی دوم می‌بينيم كاملا ً آشناست و نيازی به توضيح واضحات ندارد؛ اما هيچ تصوری در مورد ميزان آشنايی خوانندگان جوان‌تر اين وبلاگ با اين شيوه كم‌وبيش برچيده‌شده پول در آوردن در كنار خيابان ندارم. اگر به خاطر معضل فاصله نسل‌ها دارم اشتباه می‌كنم، از «ختم‌های جوان روزگار» پوزش می‌خواهم!

بيا زودتر چيزها را ببينيم - دويست‌ونه

كفش‌هايم كو؟ - چهل‌وپنج

گوشواری از دو گيلاس سرخ همزاد - چهل‌وهفت

plastique.etsy.com

بدون عنوان - دويست‌وهشت

قرار دادن جلد يك مجله (كه چهره‌ای بر روی آن چاپ شده) بر چهره يك آدم واقعی و ساختن تركيبی بامزه از اين دو و ثبت اين موقعيت با دوربين، از آن بازی‌گوشی‌هايی‌ست كه نمونه‌های زيادی از آن را در گوشه و كنار می‌توان ديد؛ اما ظرافت‌های اين‌يكی آن‌قدر هست كه آن را در برابرمان بگذاريم و با هم به آن نگاه كنيم، تا ارزش‌های جدی بازی‌گوشی را از ياد نبريم...

Tuesday, July 28, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - بيست‌ويك

چاپ عصر - صد و پنجاه‌ونه

ricko / flickr

Monday, July 27, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - بيست

چاپ عصر - صد و پنجاه‌وهشت

daniel douglas / flickr

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصد و چهل‌ونه

New Mégane Coupé
Everything else seems older
*
در برابر اتومبيل مگان كوپه جديد، همه‌چيز قديمی به نظر می‌رسد: وقتی تصوير كردن ساده و واژه‌به‌واژه يك شعار تبليغاتی (كه كار چندان خلاقی به نظر نمی‌رسد) حاصل شگفت‌انگيزی باقی می‌گذارد، بايد به سر ِ خط برگشت و رمزوراز اين شگفتی را در لحظه‌ای جست‌وجو كرد كه يك شعار تبليغاتی قدرتمند و كارساز تدوين می‌شود و تيم تبليغاتی را از جا می‌جهاند.

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصد و چهل‌وهشت

G9600 Water-proof Mobile Phone; HUAWEI
*
وقتی يك فنجان قهوه بر روی تلفن همراه شما سرازير می‌شود، اگر تلفن شما از نوع ضد آب باشد، آن قهوه مهاجم را پيش خودش قهوه خشك به حساب خواهد آورد! ... و اگر سر در آوردن از آگهی‌ای كه شما برای تلفن همراه ضد آب‌تان خلق كرده‌ايد كمی دشوار باشد، آن ‌وقت مشتری هم، تلفن همراه شما را بسيار عجيب و غيرقابل‌فهم به حساب خواهد آورد و سراغ يكی از قابل‌فهم‌هايش خواهد رفت!

پاريس مال ماست - پانزده

گرسنگی‌كشيدن‌ها و رژيم‌های غذايی خطرناك، كه در دوسه سال گذشته به مرگ يكی‌دو تن از مدل‌ها انجاميده، حالا رهبران دنيای مد را با چنان قوانين سفت‌وسختی برای مراقبت از سلامتی آن‌ها روبه‌رو كرده كه ديدن چنين اطلاعيه دست‌نويس مضطربی در پشت صحنه نمايش مد ژيوانشی چندان عجيب به نظر نمی‌رسد.

گرافيتی - بيست‌ودو

گرافيتی به خاطر درآميختگی‌هايی كه با آنارشيسم دارد، چندان بدش نمی‌آيد كه «قوانين» املايی را عامدانه ناديده بگيرد و به ستيزه‌اش با قانون، جلوه‌های تازه‌ای بدهد. اما آن هنرمند نگون‌بخت گرافيتی كه با چنين غلط‌گيری‌ای از كارش روبه‌رو می‌شود، جا دارد كه سرش را بر ديوار - يعنی دقيقا ً همان ديوار - بكوبد، به‌ويژه وقتی كه اديتور مبرز و وظيفه‌شناس به سراغ خود كلمه آنارشيسم و آرزوی جاودانگی‌اش رفته است!

بيا زودتر چيزها را ببينيم - دويست‌وهشت

Mapping The Light by Adrien Rovero

Sunday, July 26, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - نوزده

چاپ عصر - صد و پنجاه‌وهفت

nad1n / flickr

Saturday, July 25, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - هجده

چاپ عصر - صد و پنجاه‌وشش

dreamandawake / flickr

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصد و چهل‌وهفت

همه‌چيز اين آگهی، ابعاد غول‌آسايی دارد: نه فقط تريلی و قطاری كه يك پرواز بزرگ و باشكوه را به نمايش گذاشته‌اند، بلكه بيش‌تر از آن، به ابعاد خيال‌ورزی آن تيم تبليغاتی نظر دارم كه به چنين ايده آوانگارد و جسورانه‌ای دست می‌يابد وقتی كه با يك فنجان نوشيدنی گرم، پشت ميز كارش می‌نشيند و آفرينش آگهی برای يك موسسه حمل هوايی بار را در برابر خود می‌گذارد. براوو تيم تبليغاتی! براوو هيئت مديره محترم و دلير موسسه حمل هوايی بار!

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصد و چهل‌وشش

همين چند روز پيش بود كه در معرفی آگهی يك چسب قوی و فوری، به قابليت‌ آن چسب برای تغيير طرح كهن‌سال «تله موش» اشاره كرده بودم؛ خب، ظاهرا ً اين‌جور چسب‌ها، سر ِ بازايستادن ندارند و در برابر هر پديده‌ای كه طرحی سنتی دارد، به تغيير می‌انديشند! اين‌يكی، كه نام ديگری بر خود دارد، بخت خود را با ايجاد دگرگونی در طرح بسيار قديمی «زنجير» آزموده است، و انصاف بدهيد كه حاصل تلاش‌اش بسيار بامزه‌ است...
*
اما جدا از نمره خوبی كه به عنوان يك كار تبليغاتی می‌توان به اين آگهی داد، ظرفيت بالای آن برای آزاد كردن قدرت تخيل در كلاس‌های طراح صنعتی را هم نبايد ناديده گرفت. سلام غزال!

تفسير چای - چهار

بدون عنوان - دويست‌وهفت

madebyanna.etsy.com

من درختم تو باهار - سی‌وسه

ماه كاغذی - سی‌ويك

flickr

Friday, July 24, 2009

همين‌جوری‌های جمعه - چهل‌وپنج

Matthew Genitempo / flickr

Thursday, July 23, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - هفده

چاپ عصر - صد و پنجاه‌وپنج

boyvoid / flickr

Wednesday, July 22, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - شانزده

چاپ عصر - صد و پنجاه‌وچهار

Flux / flickr

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصد و چهل‌وپنج

حتی اگر تا جايی كه چشم كار می‌كند نشانی از هيچ اتومبيلی نمی‌بينيد، باز هم چندان عاقلانه نيست كه چند متری به داخل جاده بدويد و توپ‌تان را برداريد. شانس كه نداريد! ممكن است يكی از آن اتومبيل‌هايی كه سرعت‌شان تمام تصورات را به هم می‌ريزد، سر برسد: اين آگهی يكی از مدل‌های تندروی فولكس واگن است.

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصد و چهل‌وچهار

Take them there
National Geographic; KIDS
*
ديروز چهلمين سالگرد پا گذاشتن آدمی‌زاد بر ماه بود. در چند ماه گذشته، آگهی‌هايی كه اين سالگرد را به ياد داشته‌اند و طرح‌شان را بر اساس آن اتفاق بنا كرده‌اند كم نبوده: اين آگهی نشريه «نشنال جئوگرافيك» ويژه كودكان است كه والدين را تشويق می‌كند تا امكان آشنايی كودكان با جهان و هرچه در اوست را فراهم كنند...

گرافيتی - بيست‌ويك

دوربين‌های امنيتی شهری، جايی را برای كار و خدمت انتخاب كرده‌اند كه عرصه حضور گروهی از هنرمندان معترض هم هست: خيابان‌ها. غيرقانونی بودن گرافيتی در بسياری از كشورها از يك‌سو و «قانون‌گرا» و تجسس‌گر بودن دوربين‌های امنيتی از سوی ديگر، و هم‌زمان چشم‌درچشم بودن هميشگی اين دو، سبب خلق نمونه‌هايی تماشايی از تمسخر دوربين‌ها، توسط هنرمندان گرافيتی شده است: اين كار بامزه، يكی از نمونه‌هاست.

كفش‌هايم كو؟ - چهل‌وچهار

بدون عنوان - دويست‌وشش

دزد دوچرخه - سی‌وچهار

svimmel_ / flickr

Tuesday, July 21, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - پانزده

چاپ عصر - صد و پنجاه‌وسه

oh suzie q / flickr

Sunday, July 19, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - چهارده

چاپ عصر - صد و پنجاه‌ودو

chillhiro / flickr

Saturday, July 18, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - دوازده+‌يك

چاپ عصر - صد و پنجاه‌ويك

peterbaker / flickr
*
ما را به خلوت‌تان راه ندهيد. از سكوت‌تان چيزی نكاهيد. از تنهايی‌تان چشم نپوشيد. به انزوای‌تان تَرَك نياندازيد. به ما نگوييد به كجای جهان چشم دوخته‌ايد. از جهانی كه پشت سر گذاشته‌ايد حرفی نزنيد. اشكی نهان اگر بر چشم داريد يا بر گونه، يا اگر لبخند كوچكی بر لب، هر ذره‌اش راز مگوی شماست؛ ما بر آن نيستيم تا بدانيم از كجا می‌آيد. رخنه به كُنج و حريم‌تان را در سر نداريم. اندوه و جراحتی اگر در دل جا داده‌ايد، كوه‌هايی اگر بر دوش می‌كشيد، از آن‌ها پرسش نمی‌كنيم؛ در اين قرار و وقوف و طمانينه و رهايی هم كه يافته‌ايد سرك نمی‌كشيم. ما قول می‌دهيم. ما ساكت می‌مانيم. ما حرمت نگه می‌داريم. ما فاصله می‌گيريم. ما چند قدم دورتر، پشت سرتان می‌ايستيم و خود را به‌تمامی در رمزوراز غريبی غرق می‌كنيم كه دارد آرام آرام در اطراف‌تان منتشر می‌شود. شما برنگرديد؛ ما نگاه می‌كنيم.

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصد و چهل‌وسه

Sleep before You drive
SAAB
move your mind
*
خب، راهی كه دوستان برای نشان دادن رانندگی خوابالوده (چند لحظه بيداری، چند لحظه خواب) يافته‌اند به اندازه كافی خوب هست؛ اما آن چند كادر سياه و ادامه‌دار پايانی كه به «خواب» ِ پس از برخورد اتومبيل با درخت اشاره می‌كند، هوشمندانه‌ترين بخش اين طرح و حكايت تاثيرگذار ديگری‌ست.

بيا زودتر چيزها را ببينيم - دويست‌وهفت

Subaru 360 ; 1958

طراحی گرافيك: جلد مجله - هشت

جلد ويژه‌نامه نشريه «تايم» در يادبود آقای مايكل جكسن با استفاده از عكسی طراحی شده كه هرب ريتز، عكاس سرشناس مد و كارگردان آگهی‌های تجاری و ويدئوكليپ‌های موسيقی، در سال هزار و نهصد و نود و دو در جريان ساختن يكی از همان كليپ‌ها از او گرفته. خود هرب ريتز در سال دوهزار و دو - مثل مايكل جكسن در پنجاه ساله‌گی - درگذشته است. نشريه «تايم»، پيش از اين يك‌بار ديگر در سال هزار و نهصد و هشتاد و چهار، جلدش را به جكسن ِ جوان اختصاص داده بود. اما طراح تصوير آن جلد، خود آوازه‌ای دارد كه كم از شهرت «سلطان پاپ» نيست: اندی وارهول؛ و خب، اگر به ياد بياوريم كه آقای وارهول هم در سال هزار و نهصد و هشتاد و هفت زندگی را وداع گفته، آن‌وقت اين يادداشت، بيش از آن‌كه درباره طراحی گرافيك به نظر بيايد، نوشته‌ای در باب مردگانی پرآوازه و شرح ملاقات‌های حرفه‌ای آن‌ها در مسير زندگی‌شان به حساب خواهد آمد انگار!

تفسير چای - سه

johanna / flickr

ماه كاغذی - سی

Friday, July 17, 2009

همين‌جوری‌های جمعه - چهل‌وچهار

benjamincactus / flickr

Thursday, July 16, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - دوازده

Wednesday, July 15, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - يازده

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصد و چهل‌ودو

Kill a kid; Kill a family
Slow down in school zones
Pedestrian Council of Australia
*
هر كودكی كه در يك تصادف كشته می‌شود، در فقدانش خانواده‌ای به قتل می‌رسد: مجموعه آگهی شورای دفاع از حقوق عابران پياده در استراليا و دعوت از رانندگان برای كاهش سرعت در دوروبر مدرسه‌ها.

بدون عنوان - دويست‌وپنج

Where you belong
youampersandme / flickr

گوشواری از دو گيلاس سرخ همزاد - چهل‌وشش

kathiroussel.etsy.com

بيا زودتر چيزها را ببينيم - دويست‌وشش

كفش‌هايم كو؟ - چهل‌وسه

Tuesday, July 14, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - ده

چاپ عصر - صد‌وپنجاه

erdikata / flickr
*
پنجره‌هاتان گشوده بر نور و رويش و روشنايی و گياه؛ اين پنجاهمين و آخرين شماره «چاپ عصر» با داستان پنجره است. اين بخش، از نخستين شنبه‌ای كه می‌آيد‌، با قصه تازه‌اش ادامه خواهد يافت.

Monday, July 13, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - نُه

چاپ عصر - صد و چهل‌ونه

MilkyAir / flickr

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصد و چهل‌ويك

گاهی‌وقت‌ها به‌هم‌ريختگی‌های خانه (همه چيزهايی كه اين گوشه و آن گوشه افتاده و هيچ اميدی به سروسامان دادن‌شان نيست) هم‌چون ديوی مهارناپذير جلوه می‌كند؛ همان‌وقت‌هاست كه در آرزوی چيزی هستيم تا به كمك‌مان بيايد و اين ديو را به دام بيندازد و در بند بياورد: «ايكيا» ادعا می‌كند همان‌چيزی ا‌ست كه در پی‌اش هستيم.

خيابان آفرينش، نبش خلاقيت - يازده

Eva Funderburgh / flickr
*
تماشای مجموعه بزرگ‌تری از كارهای استادانه خانم‌ اوا فاندربرگ، اين مخلوقات زشت‌ شيرين پرملاحت را از دست ندهيد...

بيا زودتر چيزها را ببينيم - دويست‌وشش

Designer: Raid71
*
يكی ديگر از طرح‌‌هايی كه در سلسله طولانی «دوستت دارم ...»‌ها قرار می‌گيرد و نَسَب به «دوستت دارم نيويورك» می‌بَرَد كه آن قلب گرافيكی سرخ را پرآوازه‌ترين قلب عاشق جهان كرد؛ اما اين‌يكی چون عاشق رئاليزم است، قلبش هم ناگزير بايد جلوه تمام‌عيار مكتب رئاليزم باشد. شاهكار!

بدون عنوان - دويست‌وچهار

9000 / flickr

Sunday, July 12, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - هشت

چاپ عصر - صد و چهل‌وهشت

Upper Class Twit / flickr

يك توضيح كوچك

خب، پانزده ساعت پس از انتشار هفتمين «نغمه»، حالا ديگر مطمئن شده‌ام كه نگرانی‌ام بی‌جا نبوده، و آشنا نبودن برخی خوانندگان با منش و شخصيت و «جهان‌بينی» هومر سيمپسن، به برداشت‌هايی راه داده است كه چندان سنخيتی با روح كارتون «خانواده سيمپسن» و در مركز آن، هومر ندارد- پدری كه مجموعه‌ مفصلی از خصلت‌های ناجور را با خود حمل می‌كند و نمايش نامانوسی را شكل می‌دهد كه كه برخلاف مسير كم‌وبيش مستقيم ساير كارتون‌ها، ما را در مسيری پيچيده قرار می‌دهد تا با وجوه پنهان‌مانده و كتمان‌شده خودمان و جهان‌مان روبه‌رو، و البته سر آخر رستگار شويم. اما اين صرفا ً يك يادداشت كوتاه و فوری است كه با عجله نوشته شده تا جلوی سوء‌تفاهم‌های بيش‌تر را بگيرد؛ وگرنه در برابر همه چيزهايی كه درباره جهان گسترده «خانواده سيمپسن» و اخلاقيات خاص آن می‌شود نوشت، چيزی جز يك اشاره كوچك نيست...

Saturday, July 11, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - هفت

چاپ عصر - صد و چهل‌وهفت

oscar™ / flickr

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصدوچهل


Autoparking System
Lancia; Delta
*
اگر تاكنون اين‌گونه بود كه «ارباب» روزنامه‌اش را می‌خواند و «شوفر» رانندگی‌اش را می‌كرد، حالا با سامانه پاركينگ اتوماتيك، راننده مزبور هم فراغت يافته است كه روزنامه مورد علاقه‌اش را بخواند- چه‌بسا تحولات تكنولوژيك، به تحولات طبقاتی منجر شود و گاهی‌وقت‌ها روزنامه‌هاشان را ردوبدل هم بكنند!

تفسير چای - دو

by Nigel Payne

بيا زودتر چيزها را ببينيم - دويست‌وپنج

Designed by Alexander Hulme

ماه كاغذی - بيست‌ونه

parachutgirl / flickr

بدون عنوان - دويست‌وسه

Friday, July 10, 2009

همين‌جوری‌های جمعه - چهل‌وسه

F M J Botham / flickr

Thursday, July 9, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - شش

چاپ عصر - صد و چهل‌وشش

oscar™ / flickr

Wednesday, July 8, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - پنج

چاپ عصر - صد و چهل‌وپنج

kexi / flickr

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصد و سی‌ونه

PAT, The Baker
The Toast of Ireland
*
توليدكننده سرشناس نان در ايرلند، با بازسازی تصوير سه چهره ادبی پرآوازه آن سرزمين - اسكار وايلد، ويليام باتلر ييتس و ساموئل بكت - بر قطعات برشته‌شده نان، به اصالت ايرلندی «دست‌پخت»‌ش می‌بالد.

Tuesday, July 7, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - چهار

چاپ عصر - صد و چهل‌وچهار

Chillhiro / flickr

Monday, July 6, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - سه

چاپ عصر - صد و چهل‌وسه

jackie young. / flickr

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصد و سی‌وهشت

Pattex Glue; Instant Hold
*
چسب مايعی كه به‌سرعت می‌گيرد و خشك می‌شود، می‌تواند در طراحی يكی از كهن‌ترين اختراع‌های نوع بشر - تله موش - تحولی اساسی پديد آورد...

ماه كاغذی - بيست‌وهشت

flossyflotsam / flickr

Sunday, July 5, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - دو

چاپ عصر - صد و چهل‌ودو

valerias / flickr

Saturday, July 4, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - يك

چاپ عصر - صد و چهل‌ويك

Christian Pitschl / flickr

خبرنامه

هر كه آمد عمارتی نو ساخت - چهل‌وشش

دكتر: من نمی‌دونم اين عِرق فاميلی‌يه، پسرخاله‌گی‌يه، دوستی‌يه، چی‌يه، هرچی هست، بابا يه لگد بزن به اين زنيكه بندازش بيرون ديگه...
هامون: بابا مهشيد چه گناهی كرده؟ حالا شمام همه‌تون بند كردين...
دكتر: اينا با هم‌ديگه رابطه غيرافلاطونی دارن، الاغ! مادر مهشيد با عظيمی شريكه. عظيمی داره براش آپارتمان‌سازی می‌كنه. ده‌تا آپارتمان داره براش می‌سازه. چشماتو وا كن. مادره، اين مرتيكه عظيمی رو برا شوهر آينده دخترش كانديد كرده...
هامون: مهشيد من؟
دكتر: آره، اَه، كی می‌خوای بفهمی؟
*
هامون / داريوش مهرجويی

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصد و سی‌وهفت

Fight Smoking
Exercise is a great way to control the urge to smoking; Go on, Knock that cigarette out
*
وقتی «مبارزه» با سيگار، علاوه بر روان‌شناسی و پرورش اراده و برنامه منظم پزشكی، با كمی مشت زدن به «دخانيات» هم عملا ً آميخته می‌شود: اين، كيسه‌بوكسی است كه در يك باشگاه بدن‌سازی آويخته شده، تا هم به نقش ورزش در مبارزه با سيگار، جلوه عيان‌تری بدهد، هم امكانی در اختيار وبلاگ‌صاحاب بگذارد برای نوشتن «توضيح واضحات»!

بدون عنوان - دويست‌ودو

در نخستين ماه‌های برپايی اين وبلاگ، به يك كتاب بالينی اشاره كرده بودم: «هاليوود؛ نسل جديد بازيگران سينمای آمريكا». آن كتاب، مثل هر كتاب اصيل بالينی ديگر، هم‌چنان جايی در كنار دستم هست و گاهی‌وقت‌ها، چند صفحه‌ای از آن را دوباره می‌خوانم. يكی از نكته‌های جذاب كتاب، مسير دشوار و عجيبی‌ست كه بسياری از پرآوازه‌های كنونی هاليوود در زندگی پيموده‌اند. آقای دنيرو البته قديمی‌تر از آن است كه در آن كتاب جايی داشته باشد؛ اما اين كارت شناسايی سازمان تاكسی‌رانی نيويورك - كه چيز زيادی درباره حاشيه‌اش نمی‌دانم - ظاهرا ً به وجه مشابه‌ای در زندگی ايشان هم اشاره می‌كند. اما هم‌زمانی تاريخ انقضاء اين كارت، با تاريخ نخستين نمايش «راننده تاكسی» آقای اسكورسيزی با بازی رابرت دنيرو، هم بر بامزه‌گی ماجرا می‌افزايد، هم بر رمزوراز آن!

Friday, July 3, 2009

همين‌جوری‌های جمعه - چهل‌ودو

nad1n / flickr

Thursday, July 2, 2009

چاپ عصر - صدوچهل

ikebana / flickr

Wednesday, July 1, 2009

چاپ عصر - صد و سی‌ونه

coquelicot, asleep in the poppies / flickr

خبرنامه

هيچ بازار نديده‌ست چنين كالايی - چهارصد و سی‌وشش

آگهی يك مؤسسه خدمات اينترنتی بر روی موبايل در سوئد:
بازار بورس، فيس‌بوك، خبرها و... در تلفن همراه شما.

بدون عنوان - دويست‌ويك

Text by Miranda July

بيا زودتر چيزها را ببينيم - دويست‌وچهار

Lego Candle

كارتون بولتن - سی‌وهفت

دزد دوچرخه - سی‌وسه

abbytrysagain / flickr

 
Free counter and web stats