Monday, April 30, 2012

دست‌ساخته‌ها

TwoSadDonkeys.etsy.com

Sunday, April 29, 2012

سربازهای يك‌چشم

Giostre, Venice 2011
Photographer: Philip-Lorca Dicorcia

Saturday, April 28, 2012

Thursday, April 26, 2012

تغذيه

onthenegative / Flickr

كارتون‌بولتن

Quino

Wednesday, April 25, 2012

ماه پنهان است

اصلن من خفه می‌شم؛ تو فقط به خونه برگرد!

Tuesday, April 24, 2012

فيلم‌جفتی


يك چهره

Jeff Bridges

Monday, April 23, 2012

ماه پنهان است

اتفاقی كه توی قصه‌ها می‌افتاد اين بود كه «آن‌ها تا پايان عمر به خوبی و خوشی با هم زندگی كردند.» لابد به همين خاطر است كه وقتی آدم‌ها گمان می‌برند كه تو واقعی هستی، تلاش می‌كنم به آن‌ها توضيح دهم كه «چه اشتباه وحشتناكی! باور كنيد اين‌ نوشته‌ها همه‌اش داستان است؛ قصه است.»
*
تو فقط به خانه برگرد!

آينه حُسن

سلام آقای الد فشن عزيز، اميدوارم خوب باشيد.
چند وقتی‌ست که مشغول جمع کردن عکس‌های قديمی‌ هستم. در اين ميان، بين عکس‌های خانوادگی‌مان عکسی‌ پيدا کردم که با ديدنش ياد ِ شما و بخش «آينه حُسنِ» بلاگ‌تان افتادم. ديدنش برای خودم که خيلی‌ لذت‌بخش و جالب بود. خيلی‌ ذوق دارم که شما هم زودتر ببينيدش.

ثمين بردبار

دست‌ساخته‌ها

manartas.etsy.com

Sunday, April 22, 2012

خانه شميران

anitalovileto / Flickr

بيا زودتر چيزها را ببينيم

littlebyrdvintage.etsy.com

Saturday, April 21, 2012

نگارخانه

My Bride, 1929
Paul Sample

پاريس مال ماست / سربازهای يك‌چشم؛ يك

Blue houndstooth bow tie by Billy Kidd
Photographer: Billy Kidd
*
ادامه دارد.

Friday, April 20, 2012

آخرين روز هفته؛ سه

feed a cat / Flickr

آخرين روز هفته؛ دو

michaelheck / Flickr

آخرين روز هفته؛ يك

Jeff Luker / Flickr

Wednesday, April 18, 2012

و كشتی به راهش ادامه می‌دهد

از جمعه يكم ارديبهشت / بيستم آوريل؛ مثل گذشته، مثل ماه!

Saturday, April 14, 2012

ماه پنهان است

گاهی‌وقت‌ها می‌فهمی كه زنگاری در كار نبوده و جناب‌عالی فقط بايد گردوخاكش را می‌گرفتی...
*
... تو فقط به خانه برگرد!

Wednesday, April 11, 2012

ماه پنهان است

فلك را سقف بشكافيم و طرحی نو دراندازيم؟ نه؛ مرسی! تو فقط به خانه برگرد!

Monday, April 9, 2012

ماه پنهان است

تله‌گراف
*
نيمه‌شب / مسموميت / تنهايی
*
تو / خانه / برگرد!

Friday, April 6, 2012

ماه پنهان است

همه بودند.
*
سعيد گفت به تو سلام برسانم. هما گفت به تو سلام برسانم. امير گفت به تو سلام برسانم. ليلا گفت به تو سلام برسانم. محسن گفت به تو سلام برسانم. اصغر گفت علی‌رضا جون، سلامم رو برسون. نيما گفت، پيروز گفت، شهزاد گفت به تو سلام برسانم. حميد گفت به تو سلام برسانم. مژگان گفت سلامش را خيلی به تو برسانم. صفی گفت به تو سلام برسانم. آن‌يكی امير گفت به تو سلام برسانم. فردين و پيام گفتند به تو سلام برسانم. شيوا گفت به تو سلام برسانم. ايرج گفت به تو سلام برسانم. پنجره گفت به تو سلام برسانم. درهای باز گفتند به تو سلام برسانم. درخت گفت، پرتقال گفت، قناری گفت به تو سلام برسانم. ابر آسمان گفت به تو سلام برسانم...
*
تو فقط به خانه برگرد!

Monday, April 2, 2012

ماه پنهان است

من ممكن است چند روزی خانه نباشم
خانه اما كم‌وبيش سر جايش هست؛
تو فقط به خانه برگرد!

در ضيافت عقلا؛ بيست‌ويك

When I was 5 years old, my mother always told me that happiness was the key to life. When I went to school, they asked me what I wanted to be when I grew up. I wrote down ‘happy’. They told me I didn’t understand the assignment, and I told them they didn’t understand life. / John Lennon
*
پنج‌ساله كه بودم مادرم مدام به‌م می‌گفت كه شاد بودن رمز زندگی‌يه. مدرسه كه رفتم ازم پرسيدن بزرگ كه شدم می‌خوام چی‌كاره بشم؛ من جواب دادم «شاد». اونا به‌م گفتن كه من نمی‌فهمم «چی‌كاره» يعنی چی؛ من هم به‌شون گفتم اونام نمی‌فهمن زندگی يعنی چی. / جان لنون

در ضيافت عقلا؛ بيست

A friend who cannot at a pinch remember a thing or two that never happened is as bad as one who does not know how to forget. / Samuel Butler
*
دوستی كه به وقتش نتواند يكی دو چيز كه هرگز اتفاق نيفتاده را به ياد بياورد درست به اندازه آن‌يكی كه بلد نيست چه‌طور از ياد ببرد به‌درد‌نخور است. / ساموئل باتلر

در ضيافت عقلا؛ نوزده

In these times you have to be an optimist to open your eyes when you awake in the morning. / Carl Sandberg
*
در اين زمانه، صبح كه بيدار می‌شوی برای اين كه بتوانی چشم‌هايت را باز كنی راهی نداری جز اين كه خوش‌بين باشی. / كارل سندبرگ

Sunday, April 1, 2012

در ضيافت عقلا؛ هجده

Home is the place where, when you have to go there, they have to take you in / Robert Frost
*
خونه جائی‌‌يه كه وقتی جناب‌عالی هيچ راهی نداری جز اين كه بری اون‌جا، اون‌ها هيچ چاره‌ای ندارن جز اين كه راه‌ت بدن تو. / رابرت فراست

در ضيافت عقلا؛ هفده

Sometimes, just saying that you hate something, and having someone agree with you, can make you feel better about a terrible situation. / Lemony Snicket
*
پاره‌ای‌وقت‌ها، توی موقعيت‌های مزخرف، همين كه بگوييد حال‌تان از چيزی به هم می‌خورد و كسی را داشته باشيد كه با شما موافق باشد، می‌تواند حال‌تان را بهتر كند. / لمونی اسنيكت

در ضيافت عقلا؛ شانزده

Honey, this is what happens when you fall in lo ve. You‘re looking at a natural disaster. / Janet Fitch
*
هانی! اينه حاصل عاشق شدن جناب‌عالی: تو داری يه فاجعه طبيعی رو تماشا می‌كنی‌! / جنت فيچ

 
Free counter and web stats