Friday, October 4, 2013
نامه دارم / گاهیوقتها خانه شميران
by
Old Fashion
at
10:00 PM
0
comments
Wednesday, February 20, 2013
نامه دارم
by
Old Fashion
at
3:00 PM
1 comments
Sunday, February 10, 2013
نامه دارم
by
Old Fashion
at
5:30 PM
1 comments
Thursday, November 29, 2012
نامه دارم
by
Old Fashion
at
9:00 PM
1 comments
Monday, November 26, 2012
نامه دارم
by
Old Fashion
at
4:49 PM
0
comments
نامه دارم
by
Old Fashion
at
4:45 PM
2
comments
Saturday, May 26, 2012
نامه دارم
من از كسانی هستم كه نهتنها وبلاگتان بلكه نوشتههای شما در گوگلريدر و گوگلپلاس را هم دنبال كردهام و به ياد دارم كه دوسهبار در آنجاها و يكیدوبار هم در كامنتهای همين وبلاگتان توضيح دادهايد كه اين نوشتهها، بهخصوص همين «تو فقط به خانه برگرد»ها، صرفاً ادبيات و آنطور كه خودتان گفته بوديد «سياهمشق ادبی»ست و هيچ ارتباطی به زندگی واقعیتان ندارد. اما وقتی كامنتهايی كه اخيراً دريافت كردهايد را میخوانم متوجه میشوم كه انگار خوانندگان وبلاگتان يا آن توضيحها را نخواندهاند يا آنها را از ياد بردهاند. به عنوان خواننده قديمی وبلاگتان و تا همان اندازه كه از خلال رفتار و كردارتان در فضای مجازی متوجه شدهام فكر نمیكنم از آنهايی باشيد كه مدام بياييد توضيح بدهيد و روشنگری كنيد. اين روحيه، از سكوتتان در قبال كامنتهايی كه دريافت میكنيد هم بهوضوح پيداست. با اين روحيه، تنها كاری كه از من برمیآيد آرزوی صبر و شكيبايی برای شماست؛ اگرچه اين كه گاهیوقتها بياييد و توضيحی بدهيد هم بد نيست، به هرحال شما حتماً خوانندگان جديدی هم داريد كه از توضيحهای قبلیتان خبر ندارند.
مينا
by
Old Fashion
at
9:05 PM
3
comments
Monday, May 21, 2012
نامه دارم
ناشناس
by
Old Fashion
at
3:00 PM
45
comments
Sunday, May 20, 2012
نامه دارم / ماه پنهان است
by
Old Fashion
at
10:30 PM
3
comments
Monday, January 30, 2012
ماه پنهان است
*
ای بطلان خودكار هرگونه سيستم پيشبينی بازگشت آدمها به خانه در سه قرن متوالی؛ تو فقط به خانه برگرد!
by
Old Fashion
at
10:00 AM
1 comments
Saturday, January 21, 2012
نامه دارم – چهلونه
از خودم خجالت میکشم که اینهمه سال به خاطر اینهمه زندگی و رنگ و لبخند که روی پنجرهی خانهام نقاشی کردهاید یکبار نیامدهام بگویم دستتان درست. مرا میبخشید؟
اینروزها از تمام وبلاگستان فارسی فقط شما را میخوانم. بقیهی دوستان و آشنایان را گذاشتهام توی یک فولدر، هر وقت عددشان سهرقمی میشود مارکآل را میزنم. دلیلی برای خواندنِ هیچ چیزی ندارم. شما را اما، نه این که خاطرهی جمعی هستید، نه این که حرفهایتان را بدون هجا میزنید، نه این که بودنتان مدام بوده، شما را میخوانم و میبینم و میشنوم.
پنج سالهگیتان مبارک آقای اولد فشن عزیز
م.
by
Old Fashion
at
7:00 PM
1 comments
Monday, January 16, 2012
نامه دارم - چهلوهشت
ارادتمند و میهمان همیشگی خانهتان: رخساره
by
Old Fashion
at
7:30 PM
0
comments
نامه دارم - چهلوهفت
*
مقدمه: به قول امیرمحمد "آدم وقتی چهار سال هر صبح و ظهر و شب آمد توی یک وبلاگی، خستگیاش را در کرد و رفت مثل وعده غذایی، کم کم فکر میکند اینجا مال خودش شده یا اصلاً مال خودش بوده از اول! این میشود که طلبکار وبلاگصاحاب هم میشود کمکم". من از اون طلبکاراشم.
سلام آقای الد فشن عزیز
چهار سال پیش من برای اولینبار با وبلاگ شما آشنا شدم. اونموقع دانشجو بودم توی تبریز. هر روز عصر میرفتم سایت مرکزی دانشگاه و تا ساعت ده شب که بیرونمون مینداختن میموندم. در واقع به خاطر نیمساعت بیشتر موندن کلی چونه میزدم؛ چون دخترا باید ساعت نهونیم میرفتن و پسرا ساعت ده. و موقع برگشتن واسه همون مسیر کوتاه مجبور بودم آژانس بگیرم، چون دانشگاهمون پر سگ بود! و هیچ دختری تا اونموقع نمیموند. ولی من نمیتونستم دل بکنم. این وبلاگ یکی از خوشبختیهای اونموقع من بود. خودمو خیلی خوششانستر از بقیه میدونستم که اینجا رو میشناسم. از پنج ساعت وبگردی هرروزه حداقل سه ساعتش مختص این وبلاگ بود. و خدا میدونه که چقد نارحت شدم وقتی آرشیو یک سالهی وبلاگ تموم شد. من متاسفانه چیزی رو آرشیو نکردم چون احساس میکردم پستهاتون توی آرشیو من اون چیزی نیستن که توی وبلاگتون هستن. و حالا دیگه با مسدود شدن و با این سرعت، دیگه نمیشه آرشیو رو گشت.
*
ولی الان دیگه گذشته اونروزا. دیگه آنچنان خبری از اونهمه زیباییِ یهجاجمعشده نیست.
*
دلایلشم بزارید بگم (به نظر خودم): بخش تبلیغات که شما انقد عاشقش بودید و ما رو هم عاشقش کرده بودید دیگه نیست یا خیلی کم هست. اون بخش «وان هاندرد پرسنت دیزاین» رو چطوری تونستید بردارید؟ یا "من درختم تو باهار"؟ بخشهایی مثل «فیلمجفتی» و «سینما و تلفن» جذابیتی نداره خوب. عکسهایی که از فلیکر و ... منتشر میکنید گاهی خیلی قشنگن ولی تو طولانیمدت ملالآور شدن. تازه اینجا که وبلاگ عکس نبود. نغمههای ماشینتحریر گاهی خیلی کلیشهای هستن و همون غالب تکراری رو دارن همیشه. قبلن فک کنم بخش «آخرين قطار شب» و «ماه پنهان است» رو داشتید به جاش که هر نغمه ای یه شکل و خط منحصربهفرد داشت. از آقای شاندرمن و خانم سین خبری نیست. در ستایش عکاسی و آینهی حسن هم یکنواخت شده. و بیشتر از اون نقاشیهایی که پست میکنید. من عاشق نقاشی هستم و عاشقترِ تماشای نقاشی. ولی دیدن یه نقاشی توی قالب یه مونیتور کوچیک لذت چندانی نداره. تنها بخش جالبی که تو این مدت اضافه شد «این بخش هنوز نامی ندارد» بود. و تنها چیزی که سر جاش مونده همون سبک "جذاب" و راسراسی "دلربای" نوشتههای (بسیار کوتاه) شماست.
*
می دونم انتقاد بیرحمانهای بود. ولی خودتون خواستین. تولد وبلاگتون هم مبارک.
با احترام
صبا
*
پینوشت يك: اگه دیر شده یا دوس نداشتید، اینو منتشر نکنید؛ من خوشحالتر میشم.
پینوشت دو: گاهی نمیتونم دربرابر وسوسهی دزدیدن پستهاتون و گذاشتنشون تو فیسبوک مقاومت کنم. ولی فقط گاهی.
by
Old Fashion
at
7:00 PM
2
comments
نامه دارم - چهلوشش
من اصلاً هنرمند نیستم، من یک حسابدارم و به کارم بشدت عشق میورزم. به دلیل رشته تحصیلیام به بازاریابی علاقهمند بودم و سه سال پیش به شما رسیدم. اما با وبلاگ شما نوع دیگر دیدن را آموختم. بله واقعاً استاد شما بودید و من شاگرد. و ما همه این را میدانیم که استادها همیشه نمیمانند. ما با آنچه که از آنها آموختهایم و در ما ريشه یافته، حرکت میکنیم. وبلاگ شما برای من کلاس درسی بود که من را از دنیای خاص خودم جدا کرد و شوق به من هدیه کرد- از آن نوعی که چشمهای ما را به درخشش در میآورد.
فکر میکنم در زندگی من چیزی تغییر کرده و هدیهای دریافت کردهام مثل یک کتاب مرجع.
هر کجا باشید و هر تصمیمی که بگیرید قابل احترام است و من با آنچه که از اینجا یافتهام پیش میروم.
دلخوش باشید
الهه
by
Old Fashion
at
6:30 PM
0
comments
نامه دارم - چهلوپنج
ایشالا که خوب و سلامتید! من خیلیوقته میبینم وبلاگتون رو و خیلی دوستش دارم. چیزی که از همه بیشتر دوست دارم اون نوشتههای کوتاه انگلیسی هست که میزارید و من به عنوان «لاو نُت» به دوستپسر-بعد-شوهر میفرستادم! لطفآ وقتش رو بیشتر کنید!
شاد باشی همیشه،
مهسا
by
Old Fashion
at
6:00 PM
1 comments
Thursday, January 12, 2012
نامه دارم - چهلوچهار
آقای اولد فشن
به روال هرروز برگردید که ما تشنه دیدن هستیم. اولد فشن دیدنیست (حتی با دیالوگهایش). خواندنیش نکنید. این باقیمانده امید را نگيرید.
ارزشمندید
فرزانه
*
اولدفشن: خب من كمی متعجبم. انتشار نامهها، نه جای پستهای تصويری را تنگ كرده و نه از تعداد آنها كاسته، نه به «روال هر روز» لطمه اساسی زده است. نامهها را میتوان نخواند و بهآسانی و بهسرعت از آنها گذشت و به پستهای تصويری رسيد. اگر هم نامهها (در چند روز از مجموع هزاروهشتصد روز گذشته) يكجور اختلال بصری در تصوير هميشگی وبلاگ به وجود آورده، آن را به حساب نوعی از خودشيفتگی حاد فصلی بگذاريد كه خوشبختانه هيچ پزشكی از درمانش قطع اميد نكرده است.
by
Old Fashion
at
7:30 PM
1 comments
نامه دارم - چهلوسه
از د به آقای کهنهپوش
هر روز سر کلاس مینویسم. جزوه برمیدارم. طرح میزنم. یادداشت میزنم. مداد و خودکار فرقی نداره. همه بدخط. آخرای شب که شد میرم سراغ خودنویسم و مشقِ خط. قشنگترین لحظههای کتبی من اون موقعست. هر روز موسیقی گوش میدم. از آیپادم گرفته تا تاکسی. حتا آهنگ منقطع آسانسور. همه سرکاری. فقط وقت بگذره. آخرای شب که شد میرم سراغ آیتونزم و شجریان. قشنگترین لحظههای آوایی من اون موقعست. هر روز به اینترنت سر میزنم. سایتهای خبری-سیاسی-تحلیلی-الخ. شبکههای نیمهجونِ اجتماعی. همگی ملالآور.آخرای شب میرم سراغ ریدرم. بازموندههای دوران اوج گودر و اینترنت. قشنگترین لحظههای روز من اون موقعست.
.
.
.
.
*این فاصله سه-چهار خطی رو بیستبار نوشتم و پاک کردم. گذاشتم خالی بمونه. همه چیو که نباید گفت!
by
Old Fashion
at
11:10 AM
0
comments
نامه دارم - چهلودو
آقای الدفشن عزیز
سلام
اون پستی که منجر به نامه رسیدن براتون شد رو خوندم. خواستم الان که براتون مینویسم دوباره بخونمش، هرچی میگردم پیداش نمیکنم تو آرشیو. اونطور که یادم میاد حکایت پست شما این بود که "احساس میکنم ارتباط خوانندهها با وبلاگصاحاب کم شده" و بعد اینکه "چیکار کنیم" و بعد گفته بودین که نمیخواین دامین بخرین و این حرفا.من انتظار نداشتم نامههایی تحت عنوان "در اینجا رو تخته نکنید" ببینم. اون نامهها رو که دیدم تعجبم گرفت و رفتم اون پست رو دوباره خوندم ببینم مگه همچین حرفی توش زده شده بود؟ بعد دیدم که نه، همچین خبری نبوده. حالا جدا از مقدمه.
من وبلاگ شما رو دنبال میکنم. از خیلی خیلی قدیمها. احتمالا پاییز-زمستان 85. (الان رفتم آرشیو رو دیدم. از حوالی بهمن 85 شروع شده وبلاگ). خیلی هم دوستش دارم. زیر اسم شما تو گوگلریدرم، فانوس و تخته سیاه و روزانه آقای اوف و ذهن زیبا هم هست که خب تعطیل شدهند اما من دلم نیومده لینک رو بردارم. هردفعه اومدم برشون دارم، گفتم اگر یه پستی به صورت کادوهای توی تخممرغ شانسی یهو پدیدار شد چی؟
من احساس میکنم چند وقتیه (و این چند وقت، چند وقت کمی نیست، مثلا بیشتر از سه- چهار ماهه) که وبلاگ شما سرده. سرد رو توضیح میدم الان. منظورم این نیست که دائم پست داغ گذاشته نمیشه. منظورم اینه که پستها سردند. آدم میبینه یخ میکنه. کنارش گرمییی نیست. بیشتر توضیح میدم:
قبلها شما عکسی میذاشتی، زیرش یه پاراگرافی یه چیزی نوشته شده بود. از یه آقای شاندرمن و یه خانم سین و یه آقای دیگه... یا یه پستهایی بود که توضیح واضحات میداد. یا یک موقعهایی تبلیغهایی بود که وبلاگصاحاب را پولدار میکرد. یک بخشی از خود شما زیر پستها بود؛ یه حرفی حدیثی. آدمها هم میومدند و میدیدند و کامنت هم بله میذاشتند. بعد بلاگرول تخته شد. آقای اوف رو همه یادشونه چون قصه داشت. فصه و ماجرا و داستان، آدمها رو میکشوند به تعامل و حرف زدن.
همین الان یه کاری میکنم. از هر ماهی که شما پست گذاشتید یکی رو رندوم باز میکنم ببینم این حرفی که میزنم درسته یا بیربطه.
[...]
خب. تا همینجا من احساس میکنم آن وقتها شما تو وبلاگتون با ما حرف میزدید. الان چند وقتیه که حرف نمیزنید. عکسها یکجوری غمناکه (نظر شخصی منه- من بهطور کلی عکسها رو که میبینم با خودم فکر میکنم آدمهای این عکسها چقدر مثل ما تنهان) عکس رو که میبینیم، خوشمون هم میاد، اونوقتها گودری بود، لایکی میزدیم، شر میکردیم. الان میبینیم و رد میکنیم میره.
نظر از من میخواهید آقا، کاری کنید وبلاگتان حرف بزند. من بلد نیستم چهطوری. مهندس حرف ِ وبلاگ نیستم. اما خود شما قبلاً این کار رو کردهاید. [...] وقت هم که داریم. همینجوری نمنمک بپرسید از این و اون، ببینیم چطور میشه تو وبلاگ حرف زد. به جای این که یه عالمه آدم باشیم که چاییشون رو دستشون گرفتن و از پنجره بیرون رو نگاه میکنن، بشینیم کنار هم چای بخوریم.
شب و روز وبلاگ صاحاب خوش
ر ِد
by
Old Fashion
at
11:05 AM
0
comments
نامه دارم - چهلويك
by
Old Fashion
at
11:00 AM
0
comments



