Friday, January 4, 2008

هر كه آمد عمارتی نو ساخت... - نه

*
ساختمان‌های كوچك بامزه‌ای كه خانم شارون مونت از كارت ويزيت‌ها و بسته‌بندی‌ها و جعبه‌ها و هر كاغذ و مقوای قشنگی می‌سازد، تاريخچه‌ای دارد از عشق و خاطره و استمرار؛ يك‌جور نگاه جدی به دلخوشی‌های كوچك زندگی و معنايی كه از آن حاصل می‌شود؛ دليلی برای چشم‌گشودن سرخوشانه در هر صبح‌... و خب البته با آموختنی‌های بسيار در زمينه مفهوم بلاگينگ ِ يك آدم خيلی معمولی و تجربه‌های ساده زندگی‌اش: انتخاب ويژه آقای اولدفشن برای پانصدمين «مرسوله» اين وبلاگ.

Advertising as ART - 121

non smoking area
31st of May, World No Tobacco Day

من درختم، تو باهار... - بيست

by Marymee Studio

Thursday, January 3, 2008

Advertising as ART - 120

Get rid of your German accent: Inlingua Business-English
از شر لهجه آلمانی‌‌تان خلاص شويد: انگليسی ِ تجارت (در مراكز آموزش زبان ِ) اينلينگوا
*
توضيح واضحات: آقای شاندرمن! آقای شاندرمن عزيز! شما كه هر «صُنعت» درخشانی را، از هرجای دنيا كه باشد، كار آلمانی‌ها می‌دانيد، يقينا ً مستحضر هستيد كه رنگ‌های پرچم آلمان، زرد و سرخ و سياه است. اين پرچم‌ها هم كه ملاحظه می‌كنيد، می‌دانيد كه در اصل پرچم كشورهای انگليسی زبان ِ بريتانيا و امريكا و استرالياست، كه به‌ جای رنگ‌های اصلی‌شان، با رنگ‌های پرچم آلمان بازسازی شده‌اند. خب شما كه همه اين‌ها را می‌دانيد، چرا مرا مجبور می‌كنيد كه در حاشيه اين آگهی‌های شاهكار، توضيح واضحات بنويسم آخر؟

بدون عنوان - شصت و چهار

One hundred percent DESIGN - 101

by Eric Jorgensen

Wednesday, January 2, 2008

كتاب‌هايم را ورق می‌زنم... - سه

درباره خاندان بوربن، سلسله پادشاهان فرانسه پيش از انقلاب، گفته‌اند كه افراد اين خاندان نه هرگز چيزی آموختند و نه چيزی را فراموش كردند. يكی از چيزهايی كه اين طايفه هرگز فراموش نكردند هنر غذا خوردن بود. حالا اين هنر را كِی آموخته بودند، خدا می‌داند. در دوره لويی چهاردهم، كه اوج شكوه و قدرت بوربن‌هاست، شف‌های دربار اهميت زيادی پيدا كردند و خود آن‌ها به‌قدری اين اهميت را باور كرده بودند كه يكی دو نفر از آن‌ها در موقعيت‌های دشواری كه سفارش‌های‌شان سروقت نرسيده بود و غذای‌شان داشت خراب می‌شد دست به خودكشی زدند، و موفق هم شدند. يكی از شف‌هايی كه خودكشی نكرد بِشامِل نام داشت كه نامش روی سس سفيد فرانسوی به يادگار مانده است. لويی پانزدهم گويا جز خورد و خوراك به امور ديگری نمی‌رسيد، اگرچه نام او روی نوعی صندلی باقی مانده است كه خودش هم در ساختن آن دخالتی نداشت. لويی شانزدهم هم درواقع قربانی آشپزی فرانسوی شد، به اين ترتيب كه شب انقلاب او را با كالسكه از پاريس فرار دادند، ولی وقتی گرسنه شد به نظرش رسيد كه به اندازه كافی از پاريس دور شده است و دستور داد كالسكه را در يك دهكده سر راه نگه دارند؛ در ظرف سه ساعتی كه پادشاه مطابق معمول مشغول صرف ناهار بود خبرش به گوش كسانی كه نبايستی برسد رسيد و آمد به سر او آنچه آمد.
انقلاب فرانسه بساط خاندان بوربن را برچيد، ولی آشپزی فرانسوی را گسترش داد، زيرا كه شف‌های دربار و خانه‌های اعيان و اشراف پاريس به شهرستان‌های فرانسه يا كشورهای همسايه گريختند و هنر خود را به هر كس كه خريدار آن بود عرضه كردند. برخی از آن‌ها هم جاهايی به نام رستوران (يعنی محل «تجديد قوا») بازكردند و مشغول كاسبی شدند. (بعضی از اهل لغت هنوز هم عقيده دارند كه نحوه اشتقاق كلمه «رستوران» در زبان فرانسه درست نبوده است، ولی البته اين مانع رونق گرفتن كار رستوران‌داران فرانسوی نشد.)
از طرفِ ديگر پس از آن كه آب از آسياب‌ افتاد طبقه متوسط، كه جانشين اشراف شده بود، حسابش را كرد و ديد صرف در اين است كه به جای استخدام آشپز شخصی هر وقت دلش خواست به رستوران برود و يك وعده غذای عالی بخورد. طبعاً بانوان اين طبقه هم رفته رفته يادگرفتند نظير آن غذاها، يا گاهی بهتر از آن را، در خانه درست كنند.
به اين ترتيب رستوران فرانسوی به معنايی كه امروز می‌شناسيم به وجود آمد و سنت آشپزیِ عالی فرانسوی از دربار به رستوران و خانه منتقل شد. امروز كه اندكی بيشتر از دويست سال از انقلاب فرانسه می‌گذرد، آشپزی فرانسوی مانند زبان ِ انگليسی در همه هتل‌ها و رستوران‌های درجه يك جهان رواج دارد
.
*
از: كتاب مستطاب آشپزی، از سير تا پياز / نجف دريابندری، با همكاری فهيمه راستكار / نشر كارنامه / چاپ اول، نوروز هزار و سيصد و هفتاد و نه

هنر مفهومی - چهار

by Pierre Ardouvin
*
پرچم‌ها هميشه حامل و منادی ايده‌آل‌های مشترك گروهی كوچك يا بزرگ از آدم‌ها بوده است. اما آن‌‌طور كه می‌گويند ظاهراً نزديك به دو دهه است كه آدم‌ها «عاقل» شده‌اند و دوران «فقدان ايده‌آل‌ها» را شكل داده‌اند. در چنين زمانه‌ای، طبيعی‌ست كه نويسنده اين يادداشت كوچك، كه هرگز از چنين «عقلانيت»‌ی بهره نبرده است، از ديدن اين پرچم كه زنده بودن «ايده‌آل»‌ را با خلاقيتی مليح و غبطه‌انگيز خبر می‌دهد، به هيجان بيايد...

Toys I Never Had - 09

Tuesday, January 1, 2008

 
Free counter and web stats