Saturday, December 15, 2007
Friday, December 14, 2007
Advertising as ART - 111
SPONTEX
Super absorbent
Super absorbent
*
توضيح واضحات: يادتان هست آقای شاندرمن؟ يادتان هست روزی كه دخترتان میخواست برود بلژيك، باهم رفته بوديم فرودگاه؟ يادتان هست شما و زوجه محترمه، به پهنای صورت میگريستيد؟ خب، اگر آن روز يكی از اين اسفنجهای «با قدرت جذب بسيار بالا»، (همين كه دست اين خانم جوان هست) دم دستمان بود كه آنهمه اشك را با آن پاك كنيد، من مجبور نمیشدم بروم دوتا جعبه دستمال كاغذی دويستبرگ سهلايه با كارت قرعهكشی برایتان بگيرم، كه وقتی برمیگردم ببينم دخترتان رفته، و من نتوانستهام نشانی اين خانم ارجمندی كه در بلژيك میشناسم را به او بدهم. درست است كه ايشان گاهیوقتها ای-ميل تكراری فوروارد میكند، اما بیشك آدم نازنينیست و آنجا میتوانست كمكحال دخترتان باشد
*
حاشيه: خانم ارجمند در بلژيك! ما از دريافت هر نامه شما بسيار خوشحال میشويم، نگران تكراری بودن آنها هم نباشيد، در صندوق نامههای آقای اولدفشن، از اين اتفاقها زياد میافتد! ه
*
حاشيه: خانم ارجمند در بلژيك! ما از دريافت هر نامه شما بسيار خوشحال میشويم، نگران تكراری بودن آنها هم نباشيد، در صندوق نامههای آقای اولدفشن، از اين اتفاقها زياد میافتد! ه
by
Old Fashion
at
10:10 PM
6
comments
Wednesday, December 12, 2007
One hundred percent DESIGN - 92
به جای توضيح واضحات: خب، ارتباط اين ابزار دلربا با يادداشت پايينی و بهويژه برخی كامنتهای آموزنده آن، آشكارتر از آن است كه نيازی به توضيح واضحات داشته باشد
by
Old Fashion
at
10:36 PM
6
comments
Advertising as ART - 110
به جای توضيح واضحات: روزی كه پسر آقای شاندرمن، با يك ميز كامپيوتر «ايكيا» از سفر حاشيه خليج فارس بازگشته بود، آقای اولدفشن هم آنجا بود كه كاسه آش نذری همسر آقای ش. را به ايشان پس بدهد. آقای شاندرمن رفت و با يك جعبهابزار سنگين و بزرگ برگشت، اما پسر برومندش اشاره كرد كه يك آچار آلن كافیست. آقای ش. كناری ايستاد و مونتاژ ميز را با دقت نگاه كرد. كار كه تمام شد و ميز سر پا ايستاد، آقای شاندرمن، سرش را با تحسين تكان داد و گفت: «هيتلر واقعاً به اين كشور خدمت كرد، مرحبا به صُنعت آلمان!». آقای شاندرمن پنجاهوچند سال است كه با تعصب و اعتقادی خللناپذير، هر كار صنعتی درخشانی را منتسب به آلمان میداند
*
حاشيه يك: «اعتقادهای خللناپذير» آقای شاندرمن، داستان مفصلیست كه آقای اولدفشن خواهد كوشيد آرامآرام، بخشهايی از آن را با شما خوانندگان ارجمند در ميان بگذارد
حاشيه دو: آقای شاندرمن، پنجاهوچند سال است كه صَنعت را، صُنعت تلفظ میكند
*
حاشيه يك: «اعتقادهای خللناپذير» آقای شاندرمن، داستان مفصلیست كه آقای اولدفشن خواهد كوشيد آرامآرام، بخشهايی از آن را با شما خوانندگان ارجمند در ميان بگذارد
حاشيه دو: آقای شاندرمن، پنجاهوچند سال است كه صَنعت را، صُنعت تلفظ میكند
by
Old Fashion
at
8:13 AM
7
comments
Tuesday, December 11, 2007
...
نويسنده اين وبلاگ، هرگز دِين خود را به چند آدم پُرمهر كه به شناخته شدن اين وبلاگ كمك كردند، فراموش نخواهد كرد. در راس آنها، خانم بهتماممعنا نازنينیست كه در «استوا» درس میخوانند و امروز، بيست آذر / يازده دسامبر، سالروز تولد ايشان است. تولدتان مبارك «خانم سرخپوست» عزيز! ه
by
Old Fashion
at
10:30 AM
8
comments
Monday, December 10, 2007
Sunday, December 9, 2007
Subscribe to:
Posts (Atom)










