Sunday, March 9, 2008
Saturday, March 8, 2008
Advertising as ART - 165
Children know no boundaries. Drive carefully. O
بچهها، محدوديت نمیشناسند. با مراقبت برانيد.
بچهها، محدوديت نمیشناسند. با مراقبت برانيد.
*
يك نمونه ممتاز ديگر از تلفيق تبليغات متعارف بيلبوردی با تبليغات چريكی؛ تصاويری كه از «محدوده» بيلبورد فراتر میرود، و در سطح خطرناك خيابان گسترش میيابد.
by
Old Fashion
at
7:44 AM
2
comments
Friday, March 7, 2008
Advertising as ART - 164
ترانسيلين – اگر اشتباه نكنم – نام قطار شهری پاريس است كه ارتباط آن را با حومه و حاشيهاش برقرار میكند. مسئولان اين سامانه حملونقل ادعا میكنند كه با وجود اين قطار، شما بايد كاربرد ديگری برای اتومبيل شخصیتان دستوپا كنيد!
by
Old Fashion
at
7:46 AM
2
comments
Thursday, March 6, 2008
ديروز لازمش دارم... - شش
واقعا ً ساده است: از شما میخواهم با كاری پيش من بياييد كه تابهحال انجام نشده. چيزی كه قلبها و ذهنها را تسخير كند و... راستی! تا يازده صبح فردا هم میخواهمش!
(شركت تبليغاتی. مدير بازاريابی در گفتوگو با تيم هنری)
(شركت تبليغاتی. مدير بازاريابی در گفتوگو با تيم هنری)
by
Old Fashion
at
7:37 AM
2
comments
Wednesday, March 5, 2008
توضيح
در پاسخ چند درخواست و تذكر، كه دست كم آخرينش نشانههای آشكاری از سرزنش را هم در خود داشت، اين يادداشت بهتاخيرافتاده منتشر میشود تا توضيحی باشد پيرامون اين كه چرا رسم پسنديده ذكر منبع و ماخذ در اين وبلاگ كمتر ديده میشود.
يك. آنچه نويسنده اين يادداشت منباب علاقه شخصی و حرفهای عمدتا ً در اينترنت پی میگيرد، بسيار بيشتر از چيزهايیست كه موفق میشود سروشكلی به آنها بدهد و دوباره در اين وبلاگ منتشر كند. حجم اين ديدهها و خواندهها و ذخيرهشدهها، آنچنان زياد است كه امكان ثبت و بازيابی منابع همه آنها را تقريبا ً ناممكن میكند، بهخصوص آنكه بسياری از آنها، روزها و هفتهها پس از ذخيره شدن منتشر میشود، و گذشت زمان، يافتن سرنخ و منبع اوليه را دشوارتر میسازد.
دو. تعداد ديگری از منابع، بهخاطر وسعت آثار تماشايیشان، بارها و در فاصلههای زمانی مورد استفاده قرار میگيرند. در مورد اين منابع، انتشار نشانیشان به معنای از دست دادن امكان مراجعه دوباره است، اگرچه بههرحال يافتن آنها برای ديگران چندان هم دشوار نيست- همچنان كه بسياری از خوانندگان اين وبلاگ، خود آنها را يافتهاند و دنبالشان میكنند.
سه. اين توضيح به اين قصد و معنا نيست كه ذكر نكردن منبع را به عنوان كاستی اين وبلاگ نپذيرم؛ اين توضيح به اين قصد و معناست كه بكوشم راههايی برای كاستن از اين كاستی بيابم.
يك. آنچه نويسنده اين يادداشت منباب علاقه شخصی و حرفهای عمدتا ً در اينترنت پی میگيرد، بسيار بيشتر از چيزهايیست كه موفق میشود سروشكلی به آنها بدهد و دوباره در اين وبلاگ منتشر كند. حجم اين ديدهها و خواندهها و ذخيرهشدهها، آنچنان زياد است كه امكان ثبت و بازيابی منابع همه آنها را تقريبا ً ناممكن میكند، بهخصوص آنكه بسياری از آنها، روزها و هفتهها پس از ذخيره شدن منتشر میشود، و گذشت زمان، يافتن سرنخ و منبع اوليه را دشوارتر میسازد.
دو. تعداد ديگری از منابع، بهخاطر وسعت آثار تماشايیشان، بارها و در فاصلههای زمانی مورد استفاده قرار میگيرند. در مورد اين منابع، انتشار نشانیشان به معنای از دست دادن امكان مراجعه دوباره است، اگرچه بههرحال يافتن آنها برای ديگران چندان هم دشوار نيست- همچنان كه بسياری از خوانندگان اين وبلاگ، خود آنها را يافتهاند و دنبالشان میكنند.
سه. اين توضيح به اين قصد و معنا نيست كه ذكر نكردن منبع را به عنوان كاستی اين وبلاگ نپذيرم؛ اين توضيح به اين قصد و معناست كه بكوشم راههايی برای كاستن از اين كاستی بيابم.
by
Old Fashion
at
7:51 AM
3
comments
تبليغات چريكی / محيطگرا - سه
يكی از مزايای تبليغات چريكی / محيطگرا، متمركز شدن بر «مشتری» بالقوه، و هدر ندادن بودجه تبليغاتی در فضاهايیست كه مشتری چندانی در آن حضور ندارد. در اين نمونه، يك مدرسه موسيقی، همزمان با برگزاری يك جشنواره پرطرفدار موسيقی در تونس، برگههای تبليغاتیاش را زير برفپاككن اتومبيلهايی قرار داد كه در پاركينگ اختصاصی جشنواره و يا همان دوروبر متوقف شده بودند: اگر برفپاككن میتواند به آرشه بدل گردد، چرا علاقهمندان موسيقی نتوانند روزی ويولونيست پرآوازهای شوند.
by
Old Fashion
at
7:46 AM
0
comments
Subscribe to:
Posts (Atom)


















