سلام آقای الد فشن همین چند دقیقه پیش کتاب "دیوانگی در بروکلین" تمام شد.فقط آمدم در اعترافی چند دقیقه ای بگویم تمام لحظات راه رفتن ، حرف زدن، فکرکردن "ناتان" چهره ای غیر شما برای این شبه پیرمرد دنیا دیده توی ذهنم نبود! نمی دانم این تطابق دلخورتان می کند یا نه ولی باید تذکر بدهم این بلایی بود که خودتان سر خودتان آوردید. مشتاقانه منتظر پیشنهاد کتاب بعدی هستم... (البته ترجیحا روی مجلدش عکس نگاه یهودی نویسنده آدم را معذب و میخکوب نکند ! ) با آرزوی بهترین ها
3 comments:
يادش بخير مامان خدا بيامرزم از اين شيشه ها داشت و از اين چيز ا درست ميکر ددلم مرباي بهار نارنج هاشو ميخوواد
کاش اینجا تامبلر بود می شد ریبلاگ کرد
:)
سلام آقای الد فشن
همین چند دقیقه پیش کتاب "دیوانگی در بروکلین" تمام شد.فقط آمدم در اعترافی چند دقیقه ای بگویم تمام لحظات راه رفتن ، حرف زدن، فکرکردن "ناتان" چهره ای غیر شما برای این شبه پیرمرد دنیا دیده توی ذهنم نبود! نمی دانم این تطابق دلخورتان می کند یا نه ولی باید تذکر بدهم این بلایی بود که خودتان سر خودتان آوردید. مشتاقانه منتظر پیشنهاد کتاب بعدی هستم... (البته ترجیحا روی مجلدش عکس نگاه یهودی نویسنده آدم را معذب و میخکوب نکند ! )
با آرزوی بهترین ها
Post a Comment