Wednesday, October 31, 2012

پشت صحنه

شام‌گاه ديروز، وقتی كه اصغر كنارم نشسته بود و من، هم‌ كار می‌كردم و هم حرف می‌زديم، صحبت پُست من و كتاب «ديوانگی در بروكلين» به ميان آمد. به‌ش توصيه كردم كه «اصغر جون، اين رو حتماً بخون». يك ساعت بعد او از "سطح شهر" با من تماس گرفت كه «امك جون؛ به همه كتاب‌فروشی‌های راسته كريم‌خان سر زدم، همه با تعجب می‌گن كه هر چی "ديوونگی در بروكلين" داشتيم توی همين دوسه روز تموم شده. بالاخره توی يه كتاب‌فروشی ِ كوچيك پيداش كردم. اما تو يه لطفی كن علی‌رضا! برای فيلم‌های ما هم يه تبليغی بكن توی وبلاگت؛ شايد دوزار بيش‌تر فروخت!»

5 comments:

Mojgan said...

:)

maryam said...

یعنی عـــالی هستید علیرضـــا خــان :)

Ogan said...

تبریک جناب اُلدفَشِن :)
همیشه معتقد بودم در هر زمینۀ راکدی افرادی وجود دارند که تشنه هستند

و کتــــــاب
:)

N afiss said...

این یعنی وبلاگ شما عالی ترینه...

Anonymous said...

چرا این پستتان به دل آدم نمی چسبید؟

 
Free counter and web stats