Friday, June 29, 2007

من درختم، تو باهار... - يك

Save trees. Trees save.
*
يك. زير اين عنوان تازه («من درختم، تو باهار...»)، آقاي اولدفشن سفر آرامي را آغاز خواهد كرد در جست‌وجوي نقش و نشان «درخت»، در تمام چيزهايي كه در اين وبلاگ مي‌توان به سراغ‌شان رفت: نقاشي، گرافيك، طراحي صنعتي، عكاسي، ادبيات، سينما و ... خب، البته تبليغات. نخستين تصوير اين بخش را از ميان آگهي‌هاي بسيار محبوبم انتخاب كرده‌ام كه تمام ارزشش در مستند بودن عكسش ‌ا‌ست (اميدوارم البته)، و احتمالاً در يكي از سيل‌هاي هميشگي پاكستان، بنگلادش يا هند گرفته شده: «درختان را حفظ كنيد، درختان حفظ‌تان خواهند كرد». در اين سفر، همراه من باشيد. هر درخت تازه‌اي كه بيابيم، زير سايه‌اش خواهيم نشست و نفسي تازه خواهيم كرد و دوباره راه خواهيم افتاد
دو. عنوان را از شعر «من و تو، درخت و بارون» احمد شاملو انتخاب كرده‌ام كه بند نخستش را بازمي‌نويسم. اين اولين باري‌ست كه شعري را در اين وبلاگ مي‌خوانيد، و با اين بخش تازه، شايد شعرهاي بيش‌تري هم باهم بخوانيم
*
من باهارم، تو زمين
من زمينم، تو درخت
من درختم، تو باهار
ناز انگشتاي بارون تو باغم مي‌كنه
ميون جنگلا طاقم مي‌كنه

5 comments:

Anonymous said...

salam aghaye oldfashione aziz

kheili khoshhalam ke bargashtid,enghad moshtaghe karhaye shoma hastam ke roozi chandbar be weblogatoon sar mizanam va fekr mikonam taghriban hamishe avvalin nafari basham ke postaye jadido mikhoonam.
mamnoon az karaye khoobetoon
khoob bashid

شاهین said...

مدتی است کارهای شما و دنبال میکنم..بسیار خوحالم که خوب مینویسید شعر خوب را میفهمید و اولد فشن عمیقی هستید..خواستم بدین وسیله به شما سلام کنم و تبریک بگم..

Neda said...

چه خوب که برگشتید. :) خوب باشید همیشه.

sun said...

asheghe in sheram
kare jalebi ro mikhay shuru koni
;)vali chera derakht?

Mehdi said...

با حال و هوايه امروز
با نوشتت زندگی کردم
عشق کردم

 
Free counter and web stats