Wednesday, June 13, 2007

بدون عنوان - چهار

براي جمله دلتنگان عالم
*
حاشيه: مي‌بيني «ميرزا»‌جان! مدت‌هاست كه ديگر جرات ندارم به «نيمي از اجتماع» هديه‌اي بدهم... شده‌ام متعلق به همه اجتماع

11 comments:

sepideh said...

hich hesse khoobi nist in jaye khaliat mirza jan

Azadeh said...

salam,man dige gheyre matn hich tasviri inja nemibinam!!:(

من یک دختر ایرانی هستم said...

خوگشله

Arezou said...

If this was a postcard, I would definitely buy it :)

Yerma said...

کار فوضول هایی مثل من را فقط سخت کرده اید اینجور
که باید بگردیم ببینیم کی حالا دلتنگ است فی المثل
و هی بچسبانیم تکه ها را تا برسیم به آن نیمه ی احتماع پذیرا

Neda said...

وای آقای اوف! من هربار با دیدن وبلاگتون دوباره زنده می شم! مخصوصا دنیای کوچکتون که حسابی دنیای کوچیک ما رو رنگارنگ می کنه! ممنون که با ما قسمتش می کنین!

میرزا said...

حالا می دانی چطور می شود؟ فردا هر کدامشان گیرم بیاندازند یکی یکبار دار می زنندم که چرا کاری کردی دیگر به ما هدیه ندهد. خودت می دانی، ترس جان باعث می شود آدم حرفش را هم پس بگیرد. هرچند اگر نگویم به عنوان یکی از دلتنگان عالم چقدر از این هدیه خوشم آمد خفه می شوم.

امیر said...

اوف عزیز سپاس بی کران این دلتنگ رو بپذیر

Hodak said...

شده ام یک لعنتی کامل ! بی نقص !

Anonymous said...

مرسی واقعا. براییک دلتنگ خیلی لذت بخش بود

غریبه said...

به همین میگویند اجتماعی شدن؟

 
Free counter and web stats