Monday, April 28, 2008

بدون عنوان - نود

Karin Jurick's paintings
*
شش و پانزده دقيقه بامداد دوشنبه نهم ارديبهشت است و من عينكم را هيچ پيدا نمی‌كنم تا همه آن چيزهايی را كه پيش از خواب در ذهنم مرور كرده بودم كه در ستايش نقاشی‌های اين بانوی مفخم بنويسم، بنويسم. اين نقاشی‌هايی كه در ستايش نقاشی‌ست، در ستايش قاب ا‌ست كه نقاشی را در بر می‌گيرد، در ستايش ديوار ا‌ست كه نقاشی را استوار بر خود نگاه می‌دارد، در ستايش نور ا‌ست كه بر نقاشی می‌تابد، و در عميق‌ترين لايه‌هايش، در ستايش مبهوت‌كننده آدم‌ها‌ست كه می‌ايستند و نقاشی نگاه می‌كنند، دست‌ها را بر سينه گره می‌كنند و نقاشی نگاه می‌كنند، سر را با زاويه‌ای ملايم بر شانه خم می‌كنند و نقاشی نگاه می‌كنند، در جست‌وجوی چيزی خُرد، چشم‌هاشان را ريز می‌كنند و به نقاشی نزديك می‌كنند و نقاشی نگاه می‌كنند؛ نقاشی نگاه می‌كنند و كيف‌‌هاشان را آرام‌آرام از رنگ و نور و سايه و خط پُر می‌كنند و می‌روند. من چرا عينكم را پيدا نمی‌كنم؟

10 comments:

میرزا said...

عالی عالی عالی

sizief said...

وای وای آقای الدفشن کشتید منو سر صبحی. قبل از این که از این پست های انفجاری بگذارید یک تذکری چیزی بدید آقا!

میترا said...

این نقاشی ها خیره کننده ان

Azin said...

محشر..

shabestan said...

خیلی قشنگ بود!

آیدا said...

وبلاگ شما فوق العاده است
همین طور این نقاشی ها .
خوشحالم که با وبلاگ شخص هنرمندی چون شما آشنا شدم . خصوصا اینکه هنر علاقه ی بزرگ من هستش.
موفق باشید .

آیدا-آبی said...

راستی یادم رفت . خ.شحال می شم به وبلاگ من هم سری بزنید .;)

اسب said...

amazing , wonderfull!!
بسيار زيباست و خواندني. همه پست هاي شما در حد بسيار خوب است و اين يكي عالي

نشانه said...

شرح تون حتی بدون عینک عالی ترازنقاشیها بود

maryam said...

واقعا نمی تونم حسم رو بگم فقط می گم عالی بود

 
Free counter and web stats