Wednesday, September 12, 2007

...

Edward Hopper
Sun in an Empty Room, 1963
*
براي ميرزا و همه مسافران اين روزها

4 comments:

mahasta said...

سلام منم امروزمسافرم پس جزاین عکسم نه جزمخاطباش...صبح زوده هنوز بیدار نشدم اما بگم که اینجا رو خیلی دوست دارم الانم عشقولانه بهچوب لباسی گلدارنگاه میکنم موفق باشی

hesam said...

بلاگ بسيار زيبايي دارين.با مطالب ديدني و خواندني. من با بلاگ شما از طريق بلاگ آقاي نيستني آشنا شدم.خوشحال ميشم اگه سري هم به بلاگ من بزنيدو نظرتون را راجع به دو پست " گورستان شيرمرد" و " موسيقي در ماني در بوشهر" برام بنويسيد.

Ghazaal said...

نمی دانم چرا وقتی قرار است یک نفر ـ حالا اهمیتش چیست آشنا یا غریبه ـ برود کمی دورتر ، حس ِ غربت می ریزد تو وجودم !؟

...

تازه من مرده ی نقاشی های هاپر ، سکوتشان ، آرامش و افقی ، عمودی های زیادشان هستم . صبح ِ یک روز ِ تعطیل را که خاطرتان هست ؟ (چشمک) در هر صورت سفر ِ میرزا و مسافران ِ "همه ی روزها" سلامت :)

میرزا said...

کمی دیر رسیدم برای تشکر٬ ولی ممنون

 
Free counter and web stats