Monday, June 8, 2009

دو سه چيزی كه از او می‌دانم - يك

ضبط را روشن كنيد؛ می‌خواهم اعتراف كنم: سرانجام، وسوسه تحمل‌ناپذير «ژانر»‌نويسی مرا هم به زانو در آورد! از اين پس، در همين بخش (كه نامش را از فيلم آقای گدار گرفته‌ام)، از نتايج اين تسليم گزارش خواهم داد.
*
ژانر: «اينا»يی كه تمام دستاوردهای دانش سياسی ‌بشر، از ارسطو تا پوپر، از ماكياولی تا گرامشی، از روسو تا چامسكی را در دو جمله خلاصه می‌كنند و تحويل‌تان می‌دهند: «هيشكی نيومده واسه ملت كار كنه؛ همه می‌خوان جيب خودشون رو پُر كنن»! «اينا»، اين‌روزها، در هر كوی و برزن و تاكسی اين سرزمين، سخن‌رانی‌ها دارند برای خودشان.

7 comments:

parissa said...

خيلي عالي بود آقاي الدفشن عزيز
من هم چند تا ايده برا ي اين سري نوشته‌هاتون به نظرم مي‌رسه كه مي‌گم:
_ اونهايي كه چون مي‌بينن همه اين روزها دارن در مورد انتخابات صحبت مي‌كنن براي اينكه اثبات كنن عليرغم ديگران به هيچ عنوان جوگير نمي‌شن یا رای نمی‌دن و یا عمرن کسی رو تشویق نمی‌کنن به رای دادن
شعار اين گروه براي اثبات هويتشون اينه : من متفاوتم
_ اونهايي كه با لحني كه انگار نبوغ همه مكتشفين رو يكجا در خودشون يافتن مي‌گن: يا موسوي راي مي‌اره يا احمدي. چرا اینقدر زور می‌زنین؟ اينها نمي رن تو انتخابات شركت كنن مگر اينكه احساس كنن كسي ممكنه راي نياره و دلشون بسوزه براش. مثل دوره خاتمي

Franny said...

بعد یه ساعت دلیل و برهان آوردن واسه یکی که فقط می دونه می خواد بره به احمدی رای بده و هیچی بهش کارگر نیست، این جمله " همه شون دزدن" یا" همه شون سر و ته یه کرباسن" و یا یه همچین چیزی خیلی می ره رو اعصاب

فرزانه said...

در این زمانه بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغای قیل و قال پرست

azin said...

کسی که نمیدونه نمیدونه چقدر نمی دونه!و با یک جمله کلیشه ای سعی میکنه خودش رو از فهمیدن معاف کنه!

yekvahid said...

مهم نیست دیگران چه می گویند و چه میکنند،مهم اینست از خودمان بپرسیم من چه کرده ام.مهم نیست همه کمر به نابودی ایران عزیز بسته اند مهم اینست که من برای سرافرازی وطنم بکوشم.یاحق

Jaleh said...

No news of writing "genres"? looking forward to read...

فلاوین said...

کی فکرشو می کرد... الان شاید 5 ماه گذشته

 
Free counter and web stats