Friday, November 9, 2007

هركه آمد عمارتی نو ساخت... – يك

يك. می‌گويند معماران ايرانی بدشان نمی‌آيد در عرصه تخصص‌های ديگران هم طبعی بيازمايند، اما دوست ندارند كسی به حوزه تخصصی خود آن‌ها نزديك شود. آقای اولدفشن دوستانی در جامعه معماران دارد و گواهی می‌دهد كه اين اتهام واهی، كاملا بی‌پايه و اساس است. آقای الف.ف. اطمينان دارد كه چنين داستان ناخوشايندی (كه حتی شايسته پيگرد قانونی داستان‌سرايان ا‌ست) صرفاً می‌تواند ساخته و پرداخته «شهرساز»‌ها باشد – از جمله، همشيره گرامی
دو. با اين‌همه، و به رسم احتياط و محكم‌كاری، آقای اولدفشن از معماران ارجمندی كه خواننده اين وبلاگ هستند تقاضا می‌كند نسبت به اين بخش تازه، صبوری پيشه كنند و آن را دخالت در حريم خود نپندارند. اين فضای كوچك، فقط قرار است جايی باشد برای ابراز احساسات يك آدم احساساتی در برابر كارهای همتايان خود آ‌ن‌ها و خود آن‌ها
سه. آقای اولدفشن، اصولاً «كاركردگرا»ست، اما در عين حال شيفته تخيل رها و «بی‌بندوبار»ی‌ست كه در قيد كاركرد و كاربرد نيست و با بی‌اعتنايی مطلق، به پرواز درمی‌آيد. آقای الف.ف. اعتقاد دارد كه شكل تعديل‌يافته همين نوع تخيل است كه در نهايت تبديل به يكی از منابع اصلی غنا يافتن تفكر «كاركردگرا» می‌شود. اين نخستين يادداشت بخش تازه، در حكم كلاه از سر برداشتن و سر فرود آوردن در برابر نمونه نابی از يك تخيل آزاد و سبك‌بار از هر ملاحظه‌ای‌ست: لوله‌كشی فاضلاب «روكار» ساختمانی در درسدن، آلمان

2 comments:

sun said...

in ru kari ajib harmonic ast!

hedye darman said...

salam weblog besyar jazab va khobi darid har bar ke sari mizanam hatman ye noe negahe jaleb mibinam
ama dar morede memar jamaat ba hamshire shoma movafegham

 
Free counter and web stats