Sunday, November 11, 2007

بدون عنوان - چهل‌ و نه

يك. آقای اولدفشن پس از خواندن كامنت خواننده‌ای گرامی بر همين پست پايينی، كه از بيدار ماندن تا دو نيمه‌شب برای خواندن آرشيو كامل اين وبلاگ حكايت می‌كرد، تصوير بالا را برای پست امشب انتخاب كرد. اما يادداشت دويست‌وده كلمه‌ای خود بر اين تصوير را دقايقی پيش از انتشار به‌دلايلی كنار گذاشت، و حالا يك تصوير بدون شرح، مقدار معتنابهی نگرانی و يك سوال «چه بايد كرد» روی دستش مانده است
دو. نظرتان درباره اين راه حل چيست؟: بياييم فرض كنيم كه هر يك از شما خوانندگان ارجمند، «نويسنده مهمان» اين وبلاگ برای نوشتن متنی بر اين تصوير هستيد تا بلاگری را از نگرانی برهانيد. خب البته آقای اولدفشن پيش از اين هم اعتراف كرده است كه كامنت‌های شما را خواندنی‌تر از نوشته‌های خود می‌داند
سه. اصلاً از همان ابتدا هم پيدا بود آقای اولدفشنی كه سر ساعت دوازده شب می‌خوابد، آدم مناسبی برای نوشتن درباره اين تصوير نيست، آن‌هم در جايی كه ده‌ها شب‌زنده‌دار گرانقدر، خواننده اين صفحات هستند

20 comments:

Neda said...

آقای اولدفشن، اعتراف می کنم، من که شب های زیادی از عمرم رو بعد از طلوع آفتاب خوابیدم(!) هرچقدر هم که تلاش کنم نمی تونم چیزی بنویسم راجع به این عکس که در مقابل نوشته های شما رنگ نبازه. تو هیچ ننوشتن شما هم خلاقیتی هست که ما عمرا نمی تونیم به پاش برسیم.:)

میرزا said...

تنهایی اولین درس تفاوت است، همان تفاوت که شب دیگران روز تو می شود، خواب آنان وفت بیداری تو.

البته جسارت بود و است.

hisitech said...

salam ,
yani to in sakhtemoone be in bozorgi in fagat bidare !
fekr konam dare hamoon archive http://oldestfashion.blogspot.com/ ro mikhone!
man age jaye in bodam zang khatar atishsoozi ro mizadam dar miraftam...

Anonymous said...

اين تصوير الان و خيلي شباي منه
ميدونستم بعد از اين همه وقت كه مهمون ساكت اين خونه بودم، بالاخره منم مي بينيد
ممنونم

Anonymous said...

اين تصوير الان و خيلي شباي منه
ميدونستم بعد از اين همه وقت كه مهمون ساكت اين خونه بودم، بالاخره منم مي بينيد
ممنونم

mahnee said...

zendegi gaahi dar sa'athaayi jaryaan darad ke sokoot bozorgtarin harfhaa ra mizanad... avale sobh ya akhare shab.tariki o roshani rangist ke adamha baste be haal o roozeshaan entekhaab mikonand ya nagozir be entekhabeshaan mishavand... bayad ghabool kard aghaye oldfashion.donyaye adamha gheyre ghabele shnasayi'st.hatta anhaa ke nazdike nazdikand mesle nafas,donyayi darand , dar layehaaye kheyli darooni kefaghat khodeshan mishenasand o sa'athaaye tanhayishaan ...

ّFalshisT said...

من یکی که خیلی نظر ِ جالبی نمیتونم بدم،چون سالهای سال هست ، به یاد ندارم شب خوابیده باشم ،روز بیدار باشم!؟

در ضمن پینگ نمیکنید چند وقته آقای اوف
فکر کنم بلاگ رولینگ برای شما هم مث شهرستان ها فیلتری چیزی باشه

Reza Moghadari said...

رجوع شود به ساعتی که کامنت داره گذاشته میشه، خوب حالا اگه میخواید نمونه ی واقعی این عکس رو ببینید براتون آدرس رو ایمیل کنم

Anonymous said...

خوب منم اعتراف تلخم رو بگم:
واسه مني كه شب ساعت 9 ميخوابه و الان بعد از بيدار شدن از خواب داره اين عكس رو ميبيينه، هيچ احساسي بر انگيخته نشد
يه جورايي هوا هم زيادي روشن به نظر مياد، ( كه البته شايد نزديك صبحه!)
در هر حال هيچ وقت نتونستم فلسفه شب بيداري رو درك كنم.... ترجيح ميدم اگه قراره ول بچرخم - كه ميچرخم - هوا روشن باشه

محسن said...

اگر به نوع و حالت ایستادن طرف نگاه کنید میبینید که طرف احتمالا یا رفته آب خورده یا رفته قضای حاجت و خسته و نالان و با اشتیاق داره به سمت رخت خوابش بر میگرده (شاید هم تخت خوابش)
خصوصا اگر به طرز قرار گرفتن سرش دقت کنید
در مجموع به نظر نمیرسه این بابا شب بیدارمان حرفه ای باشه!
پس تمام این بحث ها منتفیه!!ـ
زیاده جسارته البته!ـ
:D

Anonymous said...

ديدن آرشيو كامل اين وبلاگ يكي دو ساعتي هم وقت بنده را به خود اختصاص داد.و هر موقع از كلمه "توضيح واضحات " استفاده ميكنيد ،يادم ميفتد كه احتمالا كامنت بنده را مطالعه نموده ايد!لطفا همون دويست و ده كلمه اي خودتان را بگذاريد.هم خواندنش لذتبخش تر است هم اينكه مردم سر كار نگذاشته ايد.ممنون!
محسن

خانم شین said...

کمی دیر شده اما به عنوان یکی از خواننده های وبلاگ و به عنوان یک معمار از پست با عنوان "هرکه آمد عمارتی نو ساخت" کاملا استقبال می کنم و مطمئنم که نمونه های جالبی برای ما پیدا می کنه. خسته نباشید

Anonymous said...

Hello ! man inja tanha nistam
ببين همه ي چارخونه ها عين چار خونه ي منه
فقط من يه كم روشنترم

آنرولي said...

فعلادر يكي از همين اتاق ها -كه دانشگاه انداخته جلويمان-زندگي را پيش مي بريم.چه تكرار زجرآوري!بايد ميان بود و تنها...

یاسر said...

به نظر من که این بنده خدا فقط اومده از یخچال یه لیوان آب خنک برداره بخوره! و چون در طبقات پایین تر است پس پولدارتر است و پول درآوردن سخت باشد و صبح زود پا شدن را مطالبه است و چون سرش با زاویه ای کمتر از 45 درجه نسبت به افق خم است از آن یخچال فریزرهای خارجکی که قسمت بالای آن یخچال است دارا میباشد که سامسونگ هم است و گران!پس باز پولدار است
پش نتیجه میگیریم که آدم شب بیداری نمیتواند باشد

Anonymous said...

وه كه چه حس نابي. لذت بردن از حس عميق تنهايي . سكوت و ارامش بي نظير شب .بهترين شعرها و نوشته ها ناب ترين ايده هاي معماري و قشنگ ترين حرف ها و عميق ترين لحظه هاي دوستي زندگي من شب ها به سراغ من آمده اند.

نسيم said...

خوب باید معمار ِ دقیقه ی نودی ( که شک نکنید هستند همه!) باشی تا بفهمی این عکس یعنی چی! ها ها.. این خیلی شبیه ماهاس باور بفرمایین!

یک سوال کوچولوی دیگه که.. مطمئنید این لوله های اکسپوز فاضلابند؟ آخه نمی شه که باشن که! .. نه؟

ئه سرین said...

خانم فروغ می فرمایند که:
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیده
یک پنجره که مثل حلقه چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می‌رسد
و باز می‌شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست‌های کوچک تنهای را
از بخشش شبانه‌ی عطر ستاره‌های کریم
سرشار می‌کند.
و می‌شود از آن‌جا
خورشید را به غربت گل‌های شمعدانی مهمان کرد
یک پنجره برای من کافیست.

و ما اضافه می کنیم: اینجا چراغی روشن است، همیشه! مطمئن باش

ایول رضای ما هم اینورا اومده

محسن said...

یاسر خان دارمت!

alihammet said...

doctor soroush dar tarife roshanfekr migeh: roshanfekr kasi ast ke bar khalafe jaryane jame'eh harekat mikonad. Mese mahie azad. I adam az nazare man tanha roshanfekre in sakhtemoone. khosh bashid. ba blogetoon be shedat hal mikonam. www.myall.persianblog.ir

 
Free counter and web stats