Thursday, December 31, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - صد و سی‌ونه

ترجمه كنيد لطفاَ!

7 comments:

علی said...

ماشین سواری لعنتی رو فراموش کن و شهرهایی برای عشاق و دوستان بساز.

فکر کنم منظورش این بوده که از ماشینی بودن بیا بیرون,ولی خب معنی کلمه به کلمش همون میشه که به نظرم غلطه,درستش میشه:
از ماشینی شدن لعنتی بیا بیرون و یه جا برای عشاق و دوستان بساز.

ميترا نهچيري said...
This comment has been removed by the author.
قاصدک said...

این جمله رو نویسنده در نقد مکانیزه شدن جامعه و تاثیری که این مسئله بر بافت شهری میزاره گفته: این ماشینی شدن لعنتی رو بی خیال شو و در ساخت بناها عشاق و دوستان رو مد نظر داشته باش.

قاصدک said...

بعبارتی می خواد به بعد احساسی هنر معماری اشاره کنه

Anonymous said...

Shahrha ra baraye doostan va asheghan besaaz nah baray mashinhaye laanati..

ya: shahrha ra baraye oshagh o doostan bena kon na barye..

helia said...

mashin haye lanati ro faramoosh kon va shahr haiee besaz baraye oshafg va doostan....

Anonymous said...

چرا ماشین ها لعنتی هستند؟
داستان کسی شد که اسم فرزندش را گذاشت رستم و بعد ازش ترسید
تا حالا سربالایی خیابان را وقتی عجله دارید تا به همان عشق یا دوستتان برسید پیاده رفته اید؟
و اما ترجمه: پیاده رو ها را آنقدر تنگ بسازید تا شانه تان همیشه به شانه اش بخورد

 
Free counter and web stats