Thursday, October 29, 2009

نغمه‌های ماشين‌تحرير - نودوچهار

12 comments:

hamed izadi said...

منتظر ترجمه می مانم

حواس پرت said...

میراندا: دیگه وقتشه که عصبانی نباشم.
کری: درسته، ولی خب با وقتای آزادت میخوای چی کار کنی؟

bluebird said...

اگه اوقات تلخی نکنی که بیکار میمونی.

Anonymous said...

گاهی وقتها من یه کفشدوزک به جای بعضی‌ کلمات میبینم:(

Anonymous said...

گاهی وقتها من یه کفشدوزک به جای بعضی‌ کلمات میبینم:(

Almunqith said...

زیرش ننوشتی «ترجمه کنید لطفا»ه

AydiN said...

اینجا فضای ارام بخصوصی دارد که باید در حفظ ان کوشا باشیم
ایرانی جماعت یبکار یکی به کفشدوزک بیجاره گیر میده یکی انتظار داره آقای اوف نازشو بکشه که آقا مرگ من جون من تشریف بیار ترجمه کن عجب روزگاری شده

مهتاب said...

چرا هیشکی اینو ترجمه نکرده؟
میراندا: دیگه وقتشه دست از عصبانیت بردارم.
کری: خوبه، اما حالا با اینهمه وقت خالی می خوای پکار کنی؟

بهار د. said...

میراندا:شاید وقتشه که عصبانی بودن رو تمومش کنم.
کری:خب،اما با اینهمه وقت آزادت چیکار میخوای بکنی؟

bluebird said...

خانم کری دارن تیکه میندازن ، نکته ی ترجمه اینجاست

Roptor said...

آقای اولدفشن خیلی به این فیلم یا سریال ارادت دارند !

سبو said...

ما به جواب کری میگیم: قلمبه مشهدی. معروفه که مشهدی ها در حاضرجوابی ید طولایی دارند. و چقدر این دیالوگ بیان حال بود.
میراندا: وقتشه که دست از عصبانی بودن بکشم.
کری: آره ولی بعدش با این همه وقت آزاد چه کار میکنی؟

 
Free counter and web stats