Saturday, October 10, 2009

اين بخش هنوز نامی ندارد – يك

كاترين كِيتی، شبی كه قرار بود فرداش همسرش - يك تفنگدار دريايی جان‌باخته - به خاك سپرده شود، از ترك كردن تابوت سر باز زد و درخواست كرد كه اجازه دهند برای آخرين بار در كنار همسرش «بخوابد». نيروی دريايی موافقت كرد و وسايل لازم برای اين اتفاق را تدارك ديد. كاترين پيش از به خواب رفتن، لپ‌تاپش را گشود و به ترانه‌هايی گوش داد كه خاطرات مشترك‌شان را به يادش می‌آورد. يك تفنگدار دريايی كه وظيفه نگهبانی محيط را به عهده داشت از كاترين پرسيد كه آيا مايل است تا به خواب رفتنش، همان‌جا حضور داشته باشد. كاترين پيش‌نهاد او را نشانه لطفش دانست: «گمان می‌كنم اين خواسته همسرم هم می‌توانست باشد».
*
بخش تازه اين وبلاگ (كه هنوز نامی ندارد)، گاهی‌وقت‌ها يك عكس‌/خبر از گردش اين جهان غريب را قاب خواهد گرفت و جلوی روی‌تان خواهد گذاشت؛ جهانی كه گاهی‌وقت‌ها آدمی‌زاد عاجز می‌شود از يافتن نامی برای ناميدن اين طرز و طرازی كه می‌گردد...
*
يك نكته: اين عكس و توضيح حاشيه‌اش را در منبعی ديده بودم كه چيز بيش‌تری درباره‌اش ننوشته بود. حالا، چند ساعت پس از انتشار، اين اطلاعات مهم و اساسی را اضافه می‌كنم: عكس متعلق به مجموعه‌ای‌ست كه توسط تاد هايسلر خلق شده و يكی از جوايز بخش عكاسی بنياد پوليتزر در سال دوهزاروشش و چند جايزه مهم عكاسی ديگر را نيز از آن خود كرده است. اطلاعات بيش‌تر در مورد آقای هايسلر را در اين‌جا، و همه عكس‌های مجموعه را در اين‌جا ببينيد.

15 comments:

nana said...

The House of Spirits.

The world is full of passion and spirit; and these photos remind us how we fall into the trap of ordinarily and dailiness.

آزاده said...

چیزی بیشتر از رمانتیک می توان روی این تصویر و پست نام نهاد. ممنون از انتخاب این پست. ممنون

زامیاد said...

رودخانه ای از میانش می گذرد یا خانه ی پریا که نانا پیشنهاد کرده است.

narges said...

also the photographer wanted to be there.

zamyad said...

یا: روزنامه دیروز رسید

Zed said...

آقاي اولد فشن اين يكي از زيباترين عكسهايست كه ديده ام.مرسي از شما براي نشان دادن اين به ما.

الهام - روح پرتابل said...

اگر همش قراره تو همین مایه های خاص باشه، خیلی باید توی انتخاب اسم وسواس به خرج بدین

خبرش بدجوری تکونم داد

با اجازه لینک شد

fatima.hatami said...

فوق العاده بود ...

Paranoid Android said...

very touching. source please?

آدینه said...

روزگار غریب

پرارین said...

1. این جهان غریب
2. حواشی
3. سربازای دو چشم :)
4.چرخی بر کره زمین
5.وقایع اتفاقیه
6.بی نام
7.گشتی در جهان
8 .دوربین چشم ما این بار گزارش میدهد (اسمش سرخپوستیه حقی که ایراد
بگیرید ندارید
9.خبر خبر
10 . صدای اولدفشن
11. شگفتی ها
12.همین جوری های غیر جمعه :)
13.....
14.امروز دیروز فردا
15.روزی روزگاری در جهان
16.شکار لحظه ها
17.یک بود یکی نبود
18.خبرچین
19.کلاغستان (این و خودمم نیستم
20. فیلاس فاگ دیگر اینجا زندگی نمی کند
بسه دیگه
همین

saberkhosravi said...

گاه وقت خبری !!!

ahmad said...

آگراندیسمان

نیما said...

چه حس غریبی داره مردن ( و به واقع مرگ هم راه )
و چه حس مور مور ناکیه تمنا بودنش

اشک که نمیزاره ...

nik naz said...

مدتها بود که همچین چیزی ندیده بودم.
از اینکه این عکس رو با ما شریک شدین ممنون
با اجازا منم می گذارم بقیه ببینن

 
Free counter and web stats