Thursday, November 19, 2009

چاپ عصر - دويست و چهل‌وپنج

Emil Armin
*
My Neighbors
1929

6 comments:

virtuosogirl said...

sage ghashange vali on do ta vahshatnakan
nazar az in jor naghashia

شهریار said...

احساس میکنم همه چیز در این خانه به طرز شگفتی کج شده و جهت این کجی به سمتی است که مرد نگاه می کند,اما زن با نگاهی آمیخته با مظلومیت و نگرانی به سمت مخالف خم شده و انگار با دست راستش فشاری به سمت مخالف کجی می آورد و مقاومت می کند.هر چند بنده هیچ اطلاعی از وضع زندگی و خلق و خوی همسایگان این نقاش محترم ندارم ولی احساس می کنم که نقاش می خواسته به نوعی زورگویی مرد همسایه را به تصویر بکشد

ميترا نهچيري said...

I do agree with you. It seems woman is so in love with him but man ... I don't know seems so careless

mehrnoosh said...

انگار ميخوان تو عكس بيافتن!

1:D said...

مثل این که فقط سگه آمپول فلج اطفالش رو زده

1:D said...

یا این که کمده هم آمپول فلج اطفالش رو نزده یا به قول دوستمون می خواد توی عکس بیفته
یا این که با پوزش از این که گفته شد از کارتون های دوران کودکیمون چیزی ننویسیم این کمده من رو یاد کارتون دیو و دلبر انداخت (البته سیاه و سفید ) که با این وب فشنی هم بیاد انگار الان در کمد باز می شه و تمام فنجون ها می ریزن بیرون مثل فریزبی می خوردن توی گردن کج این زنه بگیر گردن اون ور زرافه مرد رو الان کمرش می شکن با این ژستش
سگه باید الان بپره یک گاز ازش بگیره که عین آدم ژست بگیره

 
Free counter and web stats